زندگی ایستگاه عجیبی ست،باید از خواب ها پیاده شوم!
كامنت دوني!

+ نوشته شده در  2011/2/17ساعت 8:43  توسط  مهـ سا  | 

ساعت هفت...

یک روز معمولی...

کافه شلوغ

دود سیگار،ادکلن،عرق

سرگیجه

_چند نفر هستید؟!

تردید

میز تک نفره هم دارید؟

لبخند تو،در ذهن خلوت، کافه شلوغ

یک صندلی چوبی،نزدیک در

-خیل رفت و آمد 

_ میز بغلی

_ قهقهه

_ منو...

_نوشیدنی گرم،سرد،ساندویچ

تردید

_منتظر و مستاصل

_ انتخاب کردید؟!

زمستان لعنتی...

_ یک چیزی ک دلم را گرم کند...

_مثلا...

دست هایش...!

_دارید؟!

لبخند تو در ذهن خلوت،کافه شلوغ

دود سیگار،ادکلن،عرق...

 


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2015/3/27ساعت 17:23  توسط  مهـ سا  | 

هر بار با خاطر جمع میگم، میشه راحت رفت و دل کند از همه چی...

میشه گذشت از این همه چیز هایی ک هستن و نیستن از موهوماتی ک اسمش گذشته است...

اولش لبخند میزنی و محکمی...

ولی درست وقت رفتن ک میشه،  کوچک ترین اتفاق ها هم خاطره های نفس گیری میشن ک میپیچن ب دست و پات... 

و یادت میاد ک خدات خودش بهت گفته:

و ما ادراک الیوم الفصل؟!

حریف خاطره ها و گذشته شدن ؟!

دل من ن مرد آن است...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2015/3/18ساعت 23:22  توسط  مهـ سا  | 

یه مرحله ای هست بعد از سوختن،ب اسم خاکستر شدن،ک دیگه هیچ آتیشی نمیتونه بسوزونتت،فقط با کوچیک ترین تلنگری کلا ویرون میشی!!!!

 

 

مه سا نوشت: عادت اصلا هم بد نیست! 


برچسب‌ها: نه سا
+ نوشته شده در  2015/3/13ساعت 15:6  توسط  مهـ سا  | 

حس انزجار از تمام آدم هایی ک تو نیستند...

و مصیبت بزرگ تر حس انزجار از تویی ک دیگر "تو" 

نمی شود...

مه سا نوشت: مرا ب خانه ام ببر...

+ نوشته شده در  2015/3/10ساعت 19:34  توسط  مهـ سا  | 

جدایی گمان برده بودم

ولیکن ن یک سو نهی آشنایی

دیگه انتظاری وجود نداره،دیگه منتظر نیستم! خلایی هست ک انقد از روش گذشته ک دیگه ب چشم نمیاد...

شاید هیچ وقت پر نشه...

جشن بیست سالگی ک با انتظار تبریک تو ب سر شد...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2015/3/9ساعت 23:16  توسط  مهـ سا  | 

 

چرا میگن دل آدم ها از شیشه است؟! ب نظرم درست نیست دل آدم باید یه چیزی باشه مثل تنگ ماهی ک وقتی میشکنه،آبش از چشمات میریزه بیرون و با هر چیزی ک تو رو یاد اون موضوع بندازه  چشمات تر میشه،چشمات همیشه نمِ...

تو تنگ شکسته دیگه هیچ چیزی موندنی نیست...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2015/3/5ساعت 20:53  توسط  مهـ سا  | 

کاش خداحافظی هم مثل سلام جوابش واجب بود...

نمی دونم چ حالی دارم،خیلی خسته ام...

شاملو نوشت:

دوستت میدارم...

بی آنکه بخواهمت

خواستن اش تمنای هر رگ

بی آنکه در میان باشد 

خواهشی حتی...

نهایت عاشقی است این!


برچسب‌ها: مه سا, شاملو
+ نوشته شده در  2015/2/1ساعت 23:55  توسط  مهـ سا  | 

کاش تو را حامله بودم...

می... دا...نی؟!

انتظار آنقدر ها هم کشنده نیست

وقتی بدانی  ب پایان میرسد روزی

تو بعد از نه ماه ن...

بعد از نه سال بیا...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2015/1/12ساعت 23:36  توسط  مهـ سا  | 

نگفته بودم بی  تو میمیرم؟

مرگ

همین وهم بودن است

در با "بی تویی"

باور کن!

پ.ن: اینکه یه حرف و نزنی خیلی خیلی بهتر از اینه که بزنی وبهش عمل نکنی!


برچسب‌ها: سید علی کاشفی خوانساری, مه سا
+ نوشته شده در  2014/12/23ساعت 18:14  توسط  مهـ سا  | 

از زمستان آمده بودم سرد مثل" اسفَــــــند"

از تابستان آمده بودی داغ مثل "مُـــرداد"

حیف در پاییز ب هم رسیدیم خنثی مثل " آبان"

در بهار ک میروی لا اقل سبز باش مثل" اردیبهشت"

+ نوشته شده در  2014/12/20ساعت 18:47  توسط  مهـ سا  | 

کاش مرد   چهل ساله ای بودی

و

من دختر بچه پانزده ساله...

میگفتم دوستت دارم

و تو تا آن موقع هزار دوستت دارم خراب و هزار

دوستت دارم کثیف شنیده بودی

آنقدر شنیده بودی ک وقتی 

چشم هایم را میبندم و با بغض و حسرت

میگویم دوستت دارم

بفهمی چقدر دوستت دارم...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/12/18ساعت 16:10  توسط  مهـ سا  | 

روز های سخت زندگی وَقتی یه ک تو، آتیش پشیمونی میسوزی و نمیتونی حرفی بزنی...

روزهایی ک ب هیچ کس نمی تونی هیچی بگی...

روز هایی ک...

پ.ن: ب لب رسیده جان...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/12/14ساعت 22:1  توسط  مهـ سا  | 

آدم باید ب یه چیزی تو زندگیش اعتقاد داشته باشه،یه چیزی براش مهم باشه،باید به یه فلسفه ای تو زندگی معتقد بود،نمیشه 

بادی ب هر سو باشی،ن اینکه نشه میشه ولی یه جور ناجور! یه جوری ک هر روز یه چیزی برات مهمه،هر روز یه آدم جدید ی با  عقاید جدید ،شاید واسه خودت جالب باشه، حتی سرگرم کننده اما بیچاره آدم هایی ک اطرافت هستن...

پ.ن: موقع حرف زدن با تو، موقع حرف نزدن با تو،نفسم میگیره، درست مثل وقتی ک تنهایی تو انقلاب پر از دود و آدم میخوای قدم بزنی،درست مثل زیرو رو کردن خاطرات قدیمی...

یک،دو،سه،نفس...

نفسم در نمیاد...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/12/11ساعت 13:27  توسط  مهـ سا  | 

من ب اینکه هر آدمی نتیجه کارها شو میبینه معتقدم و بارها نتیجه کارهامو دیدم، ولی این اصلا دلیل خوبی نمیشه  ک من 

     دست از کارهای اشتباه بردارم...

آدم است و سیب خوردن، آدم است و اشتباه...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/12/10ساعت 17:45  توسط  مهـ سا  | 

کاش یکی باشه ک دست آدم و بگیره و نذاره زندگی مونو ب گند بکشیم! کاش همه چی دست خودمون نبود ...

کاش یه جاهایی اختیار نداشتیم!

کاش با بودن با آدم هایی ک هیچ تناسبی باهامون ندارن حال خودمون و دیگران و از زندگی بهم نزنیم! 

کاش یکی بود کمکم میکرد...

پ.ن: من مست تو دیوانه ما را ک برد خانه؟

 


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/12/4ساعت 18:21  توسط  مهـ سا  | 

مرد اگر بودم نبودنت را 

غروب های زمستان در قهوه خانه دوری 

دود میکردم...

نبودنت دود می شد...

و مینشست روی بخار

شیشه های قهوه خانه...

بعد تکیه میدادم ب صندلی 

چشم هایم را می‌بستم...

و انگشتانم را دور استکان کمر 

باریک چای داغ حلقه میکردم

تا بیشتر از یادم بروی... 

نامرد اگر بودم نبودنت را 

تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم.... 

اما نامرد هم نیستم...

زنم 

     و 

نبودنت پیرهنم شده است!

+ نوشته شده در  2014/12/2ساعت 22:54  توسط  مهـ سا  | 

وقتی همه ی آدم های با ارزش زندگی تو از دست میدی و یه عده آدم بی ارزش برات میمونن، ک هیچی ازت نمیفهمم،و هیچی برات نمیمونه جز یه حسرت بزرگ...

پ.ن: وقتی دلگیری و تنها...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/11/27ساعت 21:26  توسط  مهـ سا  | 

سخته ولی میتونم رو دلم پا بذارم، ما خیلی وقته یاد گرفتیم عاقلانه زندگی کنیم!

پ.ن: نگذارید تنهایی شما را ب آغوش کسی بسپارد ک میدانید ب او تعلق ندارید...


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/11/15ساعت 22:1  توسط  مهـ سا  | 

چطور میشه ک آدم یهو انقد بد میشه ک خودشم خودشو نمیشناسه؟؟؟ مگه میشه آدم انقد بد بشه، ک حتی از خودشم خجالت بکشه!!!!

پی.نوشت: فقط ادعای تقوا داریم، چونکه شرایط گناه و نداریم!!!!


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/11/13ساعت 22:29  توسط  مهـ سا  | 

خیلی بد دنیا آدم هایی رو بهت نشون بده ک هیچ وقت قرار نیست مال تو باشن، آدم هایی ک وقتی پیششون هستی نمیدونی باید خوشحال باشی یا ناراحت آینده ای ک میدونی  نیستن...

خدایا هیچ وقت ما رو ب چیزهایی ک حق مون نیست و مال ما نیست رو ب رو نکن....

اگه قسمت جدایی بود چرا پس آشنامون کرد... 

+ نوشته شده در  2014/11/12ساعت 21:22  توسط  مهـ سا  | 

کلا دو دسته آدم وجود داره! یه دسته اون آدم هایی ک بیشعور هستن و نمیدونن بیشعورن دسته ی دیگه آدم هایی ک بیشعورن و میدونن بیشعورن و از این بیشعوری بیشترین استفاده رو میکنن تا بدترین ضربه رو ب طرف مقابل حالا فرقی نداره کی باشه بزنن. اینا از اون دسته آدم هایی ان ک خودشونو همیشه موجه نشون میدن من جزو دسته دوم هستم اعتراف سختیه ها!
برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/10/16ساعت 19:9  توسط  مهـ سا  | 

مادر باز هم نگران است...

آخر عزیزکم از این دوست داشتن چه عایدت می شود؟

هیچ...

چه سودی برای او دارد این دوست داشتن؟

هیچ هیچ....

مادر از کی دنبال سود و زیان می گردید در دوست داشتن؟

این مگر شما نیستید ک سال هاست مرا دوست میدارید، بدون حساب و کتاب...

بدون سود و حتی گاهی ضرر هم کردید...

مادر کدام را باور کنم حرف امروزتان را یا سالها محبت و از خودگذشتگی یتان را؟


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/9/25ساعت 20:7  توسط  مهـ سا  | 

الکی ما رو از مردن ترسوندن مردن نمیتونه سخت تر از زندگی کردن باشه!!!

پی.نوشت: خسته،له له


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/9/4ساعت 2:0  توسط  مهـ سا  | 

یه روزایی هست ک انقد بی خیال دنیا و همه چیز هایی ک توش هست میشی ک دلت میخواد همون  لحظه فارغ از همه چیز و بدون دغدغه بمیری! لحظه ای ک فکر میکنی دنیا لجنزار و هیچی توش نیست ک دلخوش باشی بهش! از همه آدم هایی ک دوسشون داری و همه چیزهایی ک میخوای ب راحتی میگذری!!!! انگار روحت دیگه تحمل جسم تو نداره!  

پی.نوشت: روزها خیلی آروم و خوب میگذرن، مثل آرامش قبل از طوفان


برچسب‌ها: مه سا
+ نوشته شده در  2014/8/22ساعت 2:31  توسط  مهـ سا  |